حاجی شدم...
سفر به سوی حضرت دوست:
به نام خداییی که در این نزدیکیست و به نام حضرت دوست که هرچه هست از اوست... دوستان بعد از مدتها خدا یه نگاهی به من کرد و منو به خانه ی خودش دعوت کرد. من چهارشنبه 1391.1.30 به سرزمین وحی عازم شدم و به سوی بهترین و زیباترین خانه ی عالم شتافتم. امیدوارم که این سفر قسمت همه ی آرزومندان باشد...

شعر تقدیم به امام زمان(عج):
به کعبه رفتم و آنجا هوای کوی تو کردم | جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم |
| شعار کعبه چو دیدم سیاه دست تمنا | دراز جانب شعر سیاه موی تو کردم |
| چو حلقه درِ کعبه بصد نیاز گرفتم | دعای حلقه گیسوی مشگبوی تو کردم |
| نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت | من از میان همه، روی دل به سوی تو کردم |
| مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو نامی | طواف و سعی که کردم به جستجوی تو کردم |
| به موقف عرفات ایستاده خلق دعا خوان | من از دعا لب خود بسته گفتگوی تو کردم |
| فتاده اهل منا در منا و مقاصد | چون جامی از همه فارغ، من آرزوی تو کردم |
غزل خداحافظی از مدینه:
مدينه! شهر رسول خدا! خدا حافظ
مزار گمشده! گلدسته ها! خدا حافظ
کميل وندبه و شب هاي اشک ودلتنگي
کبوتران غريب آشنا! خدا حافظ
بقيع! گنبد خضرا! مزار بي فانوس
بهشتِ گمشده در غم رها، خدا حافظ
زمين داغ! هواي گرفته و ابري
بناي مرمري و دلگشا، خدا حافظ
غروب هاي غم انگيز پشت قبرستان
سپيده هاي سلام و دعا، خدا حافظ
ستون توبه! درِ سوخته! خيابانها!
مدينه! شهر رسول خدا، خدا حافظ
+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 16:3 توسط محمدحسین رستمی
|
محمد حسین رستمی. دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه شیراز.